| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 139 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 51 |
بصورت فایل ورد
همراه با منابع
مقدمه
اگر به سادگی از تمام کشمکش های نظری بر سر تعریف نظریه و چیستی آن بگذریم نظریه اجتماعی را مجموعه ای از قضایا می دانیم که تبیین بخشی از واقعیت اجتماعی را عهده دار می شود در این صورت هر نظریه ای شامل پاره ای علت ها، مبین ها ( متغیر مستقل ) و معلول ها، متبین ها ( متغیر های وابسته ) است. مفهوم نگرش را می توان در دو حوزه روان شناسی اجتماعی و جامعه شناسی بحث کرد. تلاش در جهت شناخت نگرش های اجتماعی و روشن کردن اثرات ان در بروز وقایع و یا مکانیسم های تصمیم گیری در زمینه ها و موضاعات مختلف در اکثر کشورهای دنیا از سالها پیش مورد توجه روزنامه نگاران، مورخین، سیاستمداران، علمای سیاست، جامعه شناسان،روانشناسان اجتماعی و مدیران جامعه بوده است. اما آنچه که امروز بعنوان نقش اصلی موسسات ویا پژوهشگران در نگرش های اجتماعی شناخته می شود، عبارت است از بررسی علمی در عقاید، پی گیری تحقیقات آن در طول زمان، انتشار اطلاعات بدست آمده و نیز توسعه زمینه های تئوریک درباره پدیده های مورد بررسی می باشد. آگاهی از عقاید عمومی در سطح فردی و گروهی، ماده اولیه ذیقیمتی در شناخت انسآنها و جامعه هاست. اهمیت نگرشها بدین دلیل است که چون نگرشها تعیین کننده رفتارها هستند، مطالعه آن را برای درک رفتار اجتماعی حیاتی می دانند، که با تغییر دادان نگرشهای افراد می توان رفتارهای آنها را تغییر داد. برای اینکه بتوانیم تاثیر سرمایه فرهنگی را به عنوان متغیر مستقل بر نگرش به خشونت بسنجیم، احتیاج به چارچوب نظری منسجمی داریم که از خلال ان بتوانیم سوالات و فرضیات تحقیق را استخراج کنیم بنابراین در این قسمت به مرور نظریه های خواهیم پرداخت که ما را در دست یابی به چارچوب نظری لازم کمک کنند. به طور کلی نظریه های که می توان از آنها در این قسمت کمک گرفت عبارتند از تئوری ها ی روان شناسی اجتماعی می توانبه نظریه کرچ، کراچفیلد و بالاچی، روزن اشتیل ، گرونبرگ، تزیشه و کرومکا، الپورت، الیزابت نوئل، شرطی سازی کنشگر، بندورا و کارکردی اشاره کرد. و اما در تئوریهای جامعه شناسی می توان به مانهایم، کالینز، نیو کامب، منابع اجتماع پذیری، تضاد اشاره کرد.در درون روان شناسی اجتماعی، تاکید اصلی بر فرایند تغییر دادن نگرش ها پس از شکل گیری آنها بوده است. با وجود این لزوم مطالعه چگونگی شکل گیری آنها نیز امری انکار ناپذیر است. در واقع تفاوت بین شکل گیری نگرش و تغییر دادن آنها، تنها یک تفاوت قراردادی است زیرا پس از اینکه نگرش شکل گیری خود را در وهله اول اغاز می کند دائما در معرض تغییر قرار میگیرند (کریمی، 1385 : 41).در حوزه جامعه شناسی نظریات به طور مستقیم به نگرش نپرداخته اند.اما از آنجا که مفاهیمی مرتبط با نگرش مانند ارزش ها، باورها، هنجارها، شناخت، آگاهی، ذهن، خود و شخصیت در برخی از این نظریات وجود دارند به بررسی آنها می پردازیم.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 181 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 36 |
بصورت فایل ورد
همراه با منابع
چهارچوب نظری
هر تحقیق دارای یک چارچوب نظری است و هدف از ارائه آن از نظر علمی، راهنما و هدایت گر محقق در جریان تحقیق است تا پژوهشگر به صورت دقیقتر ابعاد مسئله مورد نظر را مورد تجزیه و تحلیل و موشکافی قرار دهد و حدود مسئله را روشن نماید.
از آنجا که تعدد زوجات به عنوان یک پدیده اجتماعی مورد نظر است، تحت تأثیر عوامل مختلفی نظیر جمعیت شناختی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و همچنین روابط اجتماعی زوجین با شبکههای خویشاوندی، چگونگی توزیع نقشهای خانگی بین زوجین و نگرش به ارزشها و عقاید طرفین میباشد. با توجه به گستردگی موضوع پدیده تعدد زوجات به نظر میرسد عوامل زیادی بر این مسئله تأثیرگذار میباشد.
بنابراین در مطالعه حاضر برای تأثیر سرمایههای فرهنگی بر مسئله نگرش نسبت به تعدد زوجات از تئوریهای تضاد، کنش متقابل نمادین، کارکردگرایی و نظریه ساخت گرایی و نظریه سرمایههای فرهنگی بوردیو استفاده میشود. ما با استفاده از این تئوریها مسئله تعدد زوجات را به شکل خاصی مطرح کردهاند
چارچوب نظری ما بیشتر بر اساس نظریه سرمایههای فرهنگی بوردیو بررسی میشود او سرمایههای فرهنگی را ترکیبی از عادت واره ها، شناختها، آگاهیها و آموزشها و مدارک تحصیلی میداند.
منظور بوردیو از این نوع سرمایه، اشاره به سیستم مدارک تحصیلی دانشگاهی است. او اهمیت بسیار زیادی به رشد سیستم آموزش میدهد. «به اعتقاد بوردیو مدارک دانشگاهی نقش مهمی در بالا بردن پایگاه اجتماعی افراد در جوامع پیشرفته بازی میکند. توسعه آموزش عالی بازارهای انبوهی از مدارک دانشگاهی ایجاد کرده که امروزه در باز تولید ساختار طبقاتی جامعه نقش تعیین کنندهای دارند. امروزه داشتن مدرک دانشگاهی برای دست یابی به موقعیت شغلی مناسب در بازار کار بسیار با اهمیت تلقی میشود. در نتیجه والدین سرمایه گذاری بر روی تحصیلات فرزندانشان را جهت دست یابی به شغل مناسب در آینده ضروری میدانند. این مرحله از سرمایه گذاری در واقع، تبدیل سرمایه اقتصادی به سرمایه فرهنگی است که در نوع خود استراتژی قابل دسترس و راحتی برای رسیدن به رفاه محسوب میشود.» (شوارتز77،1997)
با احراز مدارک تحصیلی، فلان گواهی نامه صلاحیت فرهنگی که به لحاظ فرهنگی به صاحبش ارزشی متعارف، دائمی و قانوناً ضمانت شده عطا میکند. یک نوع سرمایه فرهنگی به بار میآورد که در قبال حاملش و حتی در قبال سرمایه فرهنگیای که در برهه خاصی از زمان عملاً در اختیار دارد، از استقلال نسبی برخوردار است. بدین ترتیب سرمایه فرهنگی نهادینه میشود (همان،46).
بوردیو سه شکل از اشکال سرمایه فرهنگی را از هم متمایز میکند:1-سرمایه فرهنگی تجسم یافته 2- سرمایه فرهنگی عینیت یافته 3-سرمایه فرهنگی نهادینه شده.
سرمایه فرهنگی تجسم یافته را با مهارت فرهنگی و هنری فرد و همچنین میزان صرف وقت برای امور فرهنگی اندازه گیری میکنیم. براساس میزان مهارت فرد در هنرهای گوناگون نظیر : موسیقی، تئاتر، نویسندگی، خطاطی، نقاشی و سایر هنرها و مهارت وی در سایر زبانهای موجود غیر از زبان مادری، مورد سوال قرار میگیرد و پاسخهای بسیار زیاد، زیاد، متوسط، کم و اصلاً کم برای آنها در نظر گرفته میشود. همچنین میزان وقت اختصاصی پاسخگو به فعالیتهایی مثل مطالعه کتاب، مطالعه روزنامه، مطالعه مجله، استفاده از اینترنت، بازدید از موزه، کنسرت موسیقی، رفتن به سینما، مورد سؤال قرار میگیرد.
«سرمایه فرهنگی عینیت یافته، مجموعه میراثهای فرهنگی مانند شاهکارهای هنری، تکنولوژی ماشینی و قوانین علمی که به صورت کتب، اسناد و اشیا در تملک اختصاصی افراد و خانوادههاست» (روح الامینی34،1365 ). برای اندازه گیری سرمایه فرهنگی عینیت یافته از پاسخگو درباره وسایل و تکنولوژیهای فرهنگی که در اختیار دارد سوال میشود. همچنین میزان استفاده از محصولات فرهنگی نظیر کامپیوتر و اینترنت، تعداد تابلوی نقاشی، تعداد کتاب و مجله و ... برای سنجش این سرمایه مورد سوال قرار میگیرد.
«سرمایه فرهنگی نهادینه شده، برای سنجش این سرمایه از پاسخگو درباره تحصیلات خودش، خانوادهاش (پدر، مادر، همسر) و آخرین مدرک تحصیلی آنها پرسش میشود. این سرمایه که به کم ضوابط اجتماعی و به دست آوردن عناوین برای افراد کسب موقعیت میکند. مانند مدرک تحصیلی و تصدیق حرفه و کار، این سرمایه نیز قابل انتقال و واگذاری نیست و به دست آوردن آن برای افراد به شرایط معینی بستگی دارد.» (آراسته99،1386).
سرمایه فرهنگی در حالت تجسم یافته یا ذهنی اکثر خواص سرمایه فرهنگی را میتوان از این نکته استنتاج کرد که این سرمایه در حالت بنیادین خود با کالبد مرتبط است و مستلزم تجسد است. این نوع سرمایه به مجموع خصلتهای پرورش یافته در افراد اشاره دارد که از طریق فرایند اجتماعی شدن در آنها، درونی میشود.
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 297 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 90 |
بصورت فایل ورد
همراه با منابع
تعریف مفاهیم
2-مقدمه
اصطلاحات و کلید واژهها در همه علوم بویژه در علوم اجتماعی نقش بسیار مهم و تعیین کننده در شکلگیری نظریههای علمی دارند .آنها در واقع بنیادها و پایههای ساختمان نظریه راشکل میدهند و راست قامتی و استواری این ساختمان در گرو غنای بار معنایی کلید واژههای آن است. کلید واژهها از سوی دیگر تنها ابزاری هستند که نظریه پردازان بسیاری برای دسترسی به واقعیت بیرون از ذهن و مهار آن دراختیار دارند.از این رو غنای بار معنایی کلید واژهها و میزان بازتاب واقعیت بیرونی در آن یکی از معیارهایی است که درجه اعتبار و واقعگرایی نظریهها را تبیین میکند.( اجتهادی،7:1386) لذا قبل از پرداختن به نگرشها و دیدگاههای مختلف، لازم است ابتدا به تعریف مفاهیم سرمایه اجتماعی ، کیفیت زندگی، ابعاد و ارائه تاریخچه مختصری از آنها بپردازیم.
2-1-تاریخچه سرمایه اجتماعی
دغدغه تنزل روابط اجتماعی، از جمله موضوعاتی است که به کرات در جامعهشناسی کلاسیک و معاصر به چشم میخورد. به نظر زیمل نتیجه چنین شرایطی، ناپایداری روابط و کاهش اعتماد اجتماعی است. این ایده تنزل روابط اجتماعی نخستین، همچنان در کانون توجه جامعهشناسان قرار دارد. جامعهشناسان معاصر برای بررسی کمیت و کیفیت روابط اجتماعی از مفهوم سرمایه اجتماعی بهره جستهاند (شارعپور، 1380؛ 120).ریشه کار صاحبنظران این نظریه را باید در تئوریهای کلاسیک جامعهشناسی جستجو کرد. در واقع سرمایه اجتماعی سابقه تاریخی زیادی دارد و جامهای نو برای تئوریهای قدیمیتر به شمار میرود. جامعهشناسان اولیه درباره انتقال از گمینشافت[1] به گزلشافت[2] با تأثیر زندگی شهری در حیات انسانی نظرات فراوانی ابراز داشتهاند. به نظر زیمل[3] فرایندهایی نظیر تقسیم کار فزاینده، عقلانیت مفرط، سلطه روزافزون و نظایر آن سبب پیدایش افسردگی و احتیاط در روابط اجتماعی موجود در کلان شهر شده است، در حالت دلزدگی فرد قادر نیست تفاوتها را دریابد. برای چنین فردی همه انسانها در یک سطح و بدون تمایز ظاهر میشوندو در چنین شرایطی اهمیت زندگی از بین میرود. تمام امور و فعالیتها یکنواخت میشود و رضایت از زندگی کاهش مییابد. به موازات افزایش افراد و تراکم فیزیکی، روابط چهره به چهره کارکرد خود را از دست داده و جای خود را به روابط دیگری میدهند. به نظر زیمل، نتیجه چنین شرایطی ناپایداری روابط و کاهش اعتماد اجتماعی است (همان؛ 120).
همزمان با کار زیمل، دیدگاه جدیدی نسبت به روابط اجتماعی بعنوان منبعی از معنا و نظم در کار جامعهشناس پیشکسوت فرانسوی امیل دورکیم[4] آشکار گردید.دورکیم این اندیشه را بابحث گذار طولانیمدت از همبستگی مکانیکی[5] به ارگانیکی[6] مطرح کرد. برای او در گذشته انسجام از نوع مکانیکی بوده به خاطر این که آن فاقد قوه تفکر و از روی عادت و مبتنی بر الزمات و ساختار ثابتی از ارباب و رعیت بوده است. در این ساختارهمه از پایگاه و موقعیت خودوهمچنین موقعیت دیگران باخبر بودند و بعلاوه همه مردم عقاید یکسانی دارند که بر پایه مذهب است امادر انسجام ارگانیکی ساختار اجتماعی، ساختاری پیچیده است و تقسیم کار پیشرفتهای دارند (یان کرایب، 1382؛ 127).
همانطور که مشخص است در نگاه دورکیم نیز در روند گذار از جوامع مکانیکی به ارگانیکی شاهد نوع تغییر در نوع روابط افراد جامعه هستیم. بطوری که در جوامع ارگانیکی به دلیل ارتباط مستقیم و چهره به چهره فرد میزان مراودات و ارتباط افراد با یکدیگر بیشتر بوده لذا سرمایه اجتماعی نیز بیشتر بوده است. بطوری که وی در بررسی خود بین خودکشی و همبستگی اجتماعی نوعی رابطه را بیان میدارد و میگوید که خودکشی در دورههای تغییر اجتماعی افزایش مییابد که ناشی از سست شدن بافت اجتماعی و تضعیف پیوندهای اجتماعی است.
در نظر مارکس[7] نیز آگاهی طبقاتی پرولتاریا -به طبقه برای خود- منجر به انسجام درونی شده که در نتیجه خودآگاهی از استثماری است که توسط سرمایهدارانی بوجود آمده است که این انسجام بعنوان یک منبع سرمایه اجتماعی در واکنش به موقعیتی نشان دادن یک طبقه از مردم ناشی میشود.
همچنین الکسی دوتوکویل[8] در تشریح دموکراسی آمریکا به نقش زندگی انجمنی و نقش آن در پیشرفت اقتصادی آمریکا اشاره دارد. از نظر وی انجمنهای داوطلبانه یک چسب اجتماعی ایجاد کرده که به پیوستگی آمریکاییها کمک کرده در حالی که در اروپا پیوندهای رسمی موقعیت و تکلیف در قالب روابط سنتی و سلسله مراتب افراد را در کنار هم نگه میداشت (فیلد، 1388؛ 13)به اعتقاد وی زندگی انجمنی یکی از شالودههای مهم نظم اجتماعی در یک نظام به نسبت باز است و میزان بالای تعهد مدنی، از بروز استبداد جلوگیری کرده و به مردم آموخته که چطور در زندگی مدنی همکاری نمایند.
[1]- Gemeinschaft
[2]- Gessellschaft
[3]- George simmel
[4]- Emile Durkheim
[5]- Mechanical Solidarity
[6]- Organical solidarity
[7]- Karl Marx
[8]- Alexis de tocqueville
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 150 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 63 |
بصورت فایل ورد
همراه با منابع
دیپلماسی رسانه ای[1]
در آغاز هزاره سوم «دیپلماسی رسانهای» به عنوان یکی از شاخههای اصلی فعالیتهای دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی پدیدار شده است و بخش قابل توجهی از دیپلماسی عمومی کشورهای قدرتمند جهانی را به خود اختصاص داده است. هم اینک تکنولوژیهای نوین ارتباطات و اطلاعات، گستره دیپلماسی و سیاست خارجی را به تحریریه روزنامهها، شبکههای اینترنتی، تلویزیونها و رادیوهای جهانی کشاندهاند. این همان عاملی است که در عصر جامعه اطلاعاتی، فضای روابط متعامل دیپلماتها و رسانهها را الزامی ساخته است. فضایی که در آن، پیشبرد سیاست خارجی و دیپلماسی بیش از پیش به میزان تاثیرگذاری تاکتیکهای خبری و رسانهای وابسته شده است. چنانکه هر قدر این تاکتیکها و پوشش خبری پر قدرتتر و تاثیر گذارتر طراحی و منتشر شوند، چرخهای سیاست خارجی روانتر میچرخد ( خرازی ، 1387: 7).
رشد سریع تکنولوژیهای ارتباطی اعم از انواع تلویزیونهای ماهوارهای و کابلی، فیبرنوری، بیسیم و ناتوانی دستگاههای رسمی دیپلماسی در رقابت با رسانهها، دولتها را با این حقیقت رو به رو کرده که شکل نوینی از دیپلماسی با استفاده از رسانههای ارتباط جمعی وارد عرصه معادلات بینالمللی شده است و رسانهها پدیدهای هستند، که به خوبی میتوان از آنها به عنوان عنصری استراتژیک و تعیینکننده یاد کرد. اصطلاح دیپلماسی رسانهای از بدو تولد با ابهامات و پیچیدگیهای فراوانی رو به رو و تعاریفی که توسط محققین بیان میشدند حاوی فاصله زیاد برداشتها از این عبارت بودند. این ابهامات را میتوان در دو محور دنبال کرد: اول تأثیر رسانهها بر دیپلماسی که حوزه بسیار گستردهای را شامل میشود. دوم کارکرد دیپلماتیک رسانهها که تا حدودی حرفهای تر و تخصصیتر به موضوع پرداخته است. در مجموع میتوان گفت دیپلماسی رسانهای «عبارت است از استفاده از رسانهها برای رسیدن به اهداف دیپلماتیک، تأمین منافع، تکمیل و ارتقای سیاست خارجی ( اسماعیلی، 1388).
دیپلماسی رسانهای شامل: استفاده از رسانهها توسط رهبران به منظور بیان منافع خود در مذاکرات، اعتمادسازی و بسیج عمومی از توافقات میشود. دیپلماسی رسانهای از طریق فعالیتهای متعدد در رسانههای عادی و ویژه پیگیری میشود، که این فعالیتها شامل کنفرانسهای مطبوعاتی، مصاحبهها، دیدار سران حکومتها و میانجیگران در کشورهای رقیب و رویدادهای رسانهای بر انگیزاننده است که برای گشودن عصر جدید در روابط متقابل سازماندهی میشود. بسیاری از دولتمردان و سیاستمداران از فنآوری رسانهای و دیپلماسی رسانهای برای پیشبرد اهداف کشور خود به طور مستمر و گسترده بهره میگیرند و با راهاندازی سایتها و خبرگزاریها سیاستهای غلط و یا درست خود را به مخاطبان القاء میکنند. دیپلماسی رسانهای به عنوان مهارتی جدید در روابط بینالملل میتواند بسیاری از شایعهپراکنی و دروغپردازیهای رقبا را خنثی و راه رسیدن به اهداف دولتمردان در سیاست خارجی را هموار نماید. زیرا در گستره سیاست خارجی بخصوص با کشورهای غربی که همواره اخلاق سیاسی از نوع ارزش الهی در روابط بین دولتهای آنان معنا ندارد، تدوین استراتژی دیپلماسی رسانهای از ضروریات است.
اخلاق و سیاست ماکیاولی، هم در رسانهها هم در دیپلماسی دولتهای هژمونیگرا دیده شده است، نگاه و عملکرد آنان براساس نظریه مکتب اصالت نفع استوار میباشد، در واقع از طریق رسانهها و دیپلماسی رسانهای به دنبال تأمین منافع قدرتمندان و صاحبان کارتلها و تراستها هستند. آنچه که در دیپلماسی رسانههای غربی مهم نمیباشد، ارزشهای دینی و اخلاق در سیاست است.
اگر دیپلماسی رسانهای بر پایه اخلاق و ارزشهای الهی استوار گردد به طور حتم و یقین در نهاد هر انسان آزاده و با وجدان تأثیر بسزایی خواهد گذاشت و مانند خورشیدی تابناک بر جملگی مخاطبان خواهد درخشید.
[1] .media diplomacy
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 187 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 60 |
بصورت فایل ورد
همراه با منابع
2-1 مقدمه
در این فصل پس از شرح مفاهیم وکلیات تحقیق شامل کودکان خیابانی، سازمانهای مردم نهاد، مقایسه عملکرد و توانمندسازی، به بررسی نظریههای پژوهش شامل نظریه منابع و نظریههای توانمندسازی شامل روچا، فریدمن، رولاند، آلسوپ و هینسون و نایلا کبیر پرداخته میشود. برای مشخص نمودن چارچوب و مدل نظری لازم است توانمندسازی کودکان خیابانی و نقشی که انجمن حمایت از حقوق کودک در طراحی برنامههای توانمندسازی مناسب کودکان خیابانی دارند مورد بحث و بررسی واقع شود. پس از آن با استفاده از نظریههای روچا، فریدمن، نایلا کبیر و رولاند به بررسی میزان تأثیر خدمات سازمانهای مردم نهاد در توانمندسازی کودکان خیابانی در دو بعد توانمندسازی روانی و توانمندسازی اجتماعی پرداخته میشود و در انتها فرضیهها و مدل پژوهش طرح میگردد.
2- 2 تاریخچه موضوع در جهان
توجه به مفهوم توانمندسازی به صورتهای متفاوت و با معانی مختلف درگذشته وجود داشته است، با این حال توانمندسازی به معنای امروزی تاریخچه چندان طولانی ندارد. وتن و کمرون[1](1998) اظهار میکنند که این مفهوم به هیچ عنوان تازه نیست بلکه در سایر زمینههای علوم از جمله روانشناسی، علوم اجتماعی، علوم دینی، سیاسی و نظرات فمنیستی و مبارزات جنبش زنان برای کسب حقوق مدنی خود و همچنین پیرامون کمکهای اعطایی از جهان غرب و سازمانهای بینالمللی و حمایتی مثل سازمان ملل متحد، یونیسف، خوار و بار جهانی و... به کشورهای فقیر و جهان سوم مورد استفاده قرار میگرفت.
در زمینه روانشناسی، آدلر(1927) مفهوم "انگیزش تسلط"، وایت(1959) مفهوم "انگیزش اثرگذاری"، بریهم(1966) مفهوم "واکنش روانشناختی" و هاتر(1978) "انگیزش شایستگی" را مطرح کردهاند. در هر یک از مطالعات یاد شده، توانمندشدن به معنی تمایل افراد به تجربه خودکنترلی[2]، به خود اهمیّت دادن[3] و خود آزادسازی میباشد(عبدالهی، 1385: 22-21).
شاید بیشترین تشابه مفاهیم دیگر را با توانمندسازی، قبل از هر کسی بتوان در آرای هگل فیلسوف آلمانی پیدا کرد. هگل در آرای خود به مفاهیمی همچون نقد، شکوفایی، نقد عمومی و مشارکت توجه خاصی کرده است و بیشتر از اینکه ویژگی افراد توانمند و غیرتوانمند را بیان کند به خصوصیات جامعه توانمند میپردازد. بعد از هگل هم سایر اندیشمندان و جامعهشناسان این سنت را ادامه دادند برای مثال سرانجام مباحث و نظریههای آنها به مشارکت بویژه مشارکت مدنی، توسعه اجتماعی، وجود نهادهای خصوصی و گسترده، جنبشهای مثبت اجتماعی، تلاشهای جمعی برای حل معضلات و مفاهیمی همچون خودیاری و دیگریاری ختم میشود که قرابت موضوعی و معنایی زیادی با توانمندسازی دارند (فاطمی، 1391: 22-21).
در دینشناسی، مجادلات درباره اختیار و اجبار، خودرائی درمقابل تسلیم، قضا و قدر در مقابل ایمان درطول قرنها مطرح بوده است. در جامعه شناسی مفهوم توانمندشدن در مورد جنبشهایی که در آن مردم برای آزادی و کنترل اوضاع و احوال شخصی خود مبارزه میکردند، معنی پیدا کرد. ریشه همه این مباحث، اشکال تغییریافته مفهوم توانمندسازی در مقابل ناتوانی و درماندگی است (ابطحی و عابسی، 1386: 19).
اگرچه مفهوم توانمندسازی در مددکاری اجتماعی از گذشته وجود داشته ولی در دهه 1990 وارد بسیاری از شکلهای فعالیت مددکاری اجتماعی شد بویژه، به کار فردی، به مثابه «قدرتبخشی»[4] نگریسته میشده است، اگرچه، کاربردهای اصلی این واژه در مددکاری اجتماعی بیشتر در کار با گروههای تحت ستم بوده است، تا اینکه دربارۀ افراد بکار برده شود (پین، 1391: 547-546).
ریشه اصلی توانمندسازی در اصل به انقلاب صنعتی و پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و به تبع آن انقلاب در مدیریت بر میگردد (بلانچارد، کارلوس، راندلف، 1378: 22 به نقل از شیخی، 1387). نیمۀ دوم قرن نوزدهم و نیمۀ اول قرن بیستم با تداوم توسعۀ سرمایهداری نامتوازن و نابرابر و پیدایش استثمار و جنگهای هولناک اوّل و دوم جهانی و آوارگی و مهاجرت گسترده در مقیاس جهانی و جهانی شدن فرآیند استثمار و بهره کشی به وخامت اوضاع کودکان و نوجوانان بویژه در جوامع فقیر و درحال توسعه منجر شد. اصطلاح توانمندسازی به معنای امروزی در کار با کودکان خیابانی از دو دهه 1980 و 1990 بسیار رایج و مسئله روز شده است که به اختصار به آن پرداخته میشود:
[1]Veten & Cameron
[2]Self-control
[3]Self-importance
[4]Empowerment
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 168 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 61 |
بصورت فایل ورد
همراه با منابع
هویت فرهنگی
هویّت فرهنگی[1]: در اصطلاح مردم شناسی، عبارت است از خصوصیّات و ویژگیهای فرهنگی و تاریخی یک جامعه مانند هنر موسیقی و ادبیّات، زبان و رسوم و سنت های ملّی و دینی، باورها و... که در طول تاریخ نشانگر تمایز آن جامعه با جوامع دیگر است. مثلاَ فرهنگ ایرانی با همه گستردگی دارای خصوصیّات و ویژگیهایی است که آن را مشخص و از فرهنگهای دیگر جدا می سازد (طبیبی، 44:1374).
واژة «هویّت فرهنگی» به دو پدیدة معاصر اشاره دارد: از یک سو بر یک برداشت درونی از پیوستگی یا بازشناسی یک فرهنگ یا خرده فرهنگ خاص، و از سوی دیگر بر یک گرایش بیرونی در میان یک فرهنگ خاص به جهت سهمی که آن فرهنگ با دیگر فرهنگ ها در آن اشتراک دارد یا آن چه که آن را از فرهنگ های دیگر متمایز می سازد.
بدین سان نیازها و ارزش هایی که در جوامع فرهنگی مختلف در موقعیت ها و محیط های گوناگون توسعه یافته اند، مشابه نیستند. همچنین فرهنگ های گوناگون به طور آشکار «هویّت» متفاوتی دارند. علاوه بر این مانند همة فرایندهای اجتماعی، این فرایند به صورت ناب، عقلانی یا یک رویداد از قبل برنامه ریزی شده نیست. بنابراین، فرهنگ باید به مثابه نتیجة خود به خودیِ یک درهم آمیختگی رفتاری گروهی از مردم، یعنی کسانی که رابطه و کنش متقابل با یکدیگر داشته اند، در نظر گرفته شود.
به عبارت دیگر، فرهنگ پدیده ای است که به طور کلّی محتوای آن از فرهنگی به فرهنگی دیگر متفاوت است، زیرا وضعیّت های زندگی این جوامع با یکدیگر تفاوت دارد. بنابراین هر فرهنگی بر اساس ساختارِ «منطقی» همان فرهنگ باید تحلیل شود. هر فرهنگی از منطق مربوط به همان فرهنگ پیروی می کند. بنابراین در هر فرهنگی، شخص باید بر اساس آنچه که اصطلاحاً نمونه های اوّلیّه یا ازلی نامیده، ترجیحاً نسبت به نمونه های صوری که غالباً به طور رسمی در یک فرهنگ به صورت آشکار گسترش یافته اند، توجّه نشان دهد. به دلیل نفوذ غربی ها شخص می تواند در آسیا بیشتر از غرب یک تفاوت آشکار بین آنچه که فرهنگ «نوشتاری» و فرهنگ «غیرنوشتاری» نامیده شده، مشاهده کند (حسینی پاکدهی،88:1384).
اگر فرهنگ را ارزش ها و همچنین هنجارهای یک گروه معین که از آن پیروی می کنند بدانیم، هویّت فرهنگی، عبارت از همبستگی و یکپارچگی بافت معنوی جامعه است که به واسطه آن، افراد یک حوزه، خود را متعلّق به هم می دانند و از نظر دیگران متعلّق به هم شناخته می شوند. در این معنا هویّت فرهنگی در سطح فردی میزان همنوایی و پذیرش هنجارهای فرهنگ کلّی جامعه و نهادهای اجتماعی (خانواده، دین، دولت و...) فهم می شود. امّا در عین حال می تواند به معنای مجموعه ارزش ها و الگو های فکّری و رفتاری هر فرد نیز باشد چرا که افراد همواره مطابق الگوهای مصوّب جامعه و فرهنگ مسلّط فکّر و عمل نمی کنند.
وجه تمایز فرهنگ و هویّت فرهنگی را می توان در این امر دانست که فرهنگ بیشتر با فرایندهای ناخودآگاه در ارتباط است، اما هویّت فرهنگی با نوعی تعلّق در ارتباط است که غالبا خودآگاه است، زیرا بر تمایزهایی نمادین مبتنی است (گیدنز، 36:1373).
[1]. Cultural Identity
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 98 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 41 |
بصورت فایل ورد
همراه با منابع
2-1 مقدمه 12
2-2 خانواده و روابط بین نسلی. 12
2-2-1 نقش خانواده در روابط بین نسلی. 12
2-2-2 نظریه جامعه شناسی تکاملی خانواده 14
2-3 روند های جمعیتی و روابط بین نسلی. 16
2-4 نظریه های مربوط به روابط بین نسلی. 17
2-4-1 نظریه دلبستگی. 17
2-4-2 نظریه نوع دوستی. 18
2-4-3 نظریه مبادله 19
2-4-4 نظریه ارزش ها 20
2-4-5 تئوری ناهماهنگی در روابط بین نسلی. 21
2-4-6 تئوری انسجام 23
2-4-6-1بعد کارکردی. 26
2-4-6-2 فرصت های ساختاری. 27
2-5 تغییرات جمعیتی و ترتیبات زندگی. 29
2-5-1 نزدیکی نسلی: شاخص فقر یا همبستگی. 29
2-6 تعیین کننده های ترتیبات زندگی. 31
2-6-1 تفاوت های ترتیبات زندگی بر اساس ویژگی های جمعیتی. 32
2-6-2 مدل های تعیین کننده ترتیبات زندگی. 33
2-7 سوابق پژوهشی. 35
2-7-1 پژوهش های مربوط به ترتیبات زندگی. 35
2-7-2 پژوهش های مربوط به روابط بین نسلی و ترتیبات زندگی. 39
2-7-3 نتیجه گیری کلی از سوابق پژوهشی..43
2-8 چارچوب نظری منتخب.. 43
2-9 مدل تحقیق. 45
2-10 فرضیات تحقیق. 47
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 99 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 45 |
بصورت فایل ورد
همراه با منابع
مقدمه
یکی از مهمترین مراحل چرخه زندگی، که تا حدودی مشکل و پیچیده نیز می باشد، انتقال از موقعیت همسری به والدینی است. به منظور سازگار شدن با عضو جدید خانواده، تغییرات مورد نیاز در تمامی جنبههای روابط زناشویی حائز اهمیت است. عواطفی که در ابتدا متمرکز بر نیازهای فردی بود و در ارتباط بین زوجها صورت میگرفت، با ورود فرزند تغییر میکند. اوقات فراغت کوتاه میشود، روابط خانوادگی بار دیگر باید تنظیم شده و منابع و ذخایر جسمی و عاطفی گسترش یابند.
بسیاری از والدین جدید لذت و شادی را در نوزادشان مییابند اما در همین زمان آنها با چالشهای معنی دار و مهمی مربوط به خواسته های مرتبط با مراقبت از نوزاد روبرو میشوند. علاوه بر این، تولد اولین فرزند به سازگاری و تعدیل زیاد زوجها در «زندگی» از جمله شامل تغییرات در سبک زندگی، اولویتهای خود و ارتباطاتشان نیاز دارد (پیسی، 2004).
ورود عضو جدید (فرزند) سیستم خانواده را با تغییرات زیادی مواجه میکند. شامل تغییر روزمره، مسئولیتها و ساختار دهی مجدد ارتباطات زوجها میباشد (بست، کاکس، پین[1]،2002). تولد اولین فرزند به عنوان زمان شادی و هیجان پیش بینی شده است، اما این موضوع میتواند به عنوان یک «موهبت مختلط[2]» گذار به والدینی باشد. به طوری که با خواسته های زیاد، خستگی و سردرگمی در مورد تغییرات در نقشها و ارتباطات همراه باشد (گجردیگن و سنتر[3]، 2005) .
تحقیقات تفاوتهای جنسی در طی دوران گذار به والدینی را نشان میدهند به طوری که رضایت زناشویی ابتدا در زنان و سپس در مردان کاهش مییابد. (بلسکی، پنسکی،1988). عوامل زیادی بر رضایت زناشویی در طی دوران گذار به والدینی تأثیر دارند از جمله: خستگی (الیک، هادسون و فلیک[4]،2002)، عدم اوقات فراغت (کلکستون، جنی، پری ، جنکینز[5]،2008) و کاهش زمان با هم بودن زوج ها میتوانند باعث کاهش رضایت زناشویی شوند (پری، جنکینز و کلکستون،2011). به ویژه تقسیم کارهای خانه میتواند مسئله ساز شود (باکستر، هویت، و هاینز[6]، 2008) بخصوص هنگامی که مادران احساس کنند این تقسیم وظایف غیر عادلانه میباشد (گروت و کلارک[7]،2001). درانتقال به مرحله والدینی تغییرات در روابط جنسی باعث تغییر در صمیمیت عاطفی که قطعاً بسیار مهم است میشود (پیسی[8]، 2004). عوامل موثر دیگر عبارتند از نقشها و هویت، ایدئولوژیها و باورهای جنسیتی و عوامل مذهبی (دیو و ویل لوکس[9]،2011).
خانواده را میتوان به عنوان یک سیستم، یا یک کل فرض کرد. ممکن نیست روابط اعضا و افراد را بدون شناخت این وابستگی درک کرد. به عنوان مثال، محققان سیستمهای خانواده دریافتهاند که خانواده مبدأ بر روابط زناشویی زوجها حتی به عنوان انتقال بین نسلی مثبت و منفی رفتارهای زناشویی تأثیر دارند (کوران و هازن ، جکوبوییتز، ساساکی[10]،2006).
در ادامه یک تصویر جامع از تصویر انتقال به مرحله والدینی با دیدگاه سیستمهای خانواده ارائه شده است.
[1] Bost, K. K., Cox, M. J., Burchinal, M. R., & Payne, C.
[2] mixed blessing
[3] Gjerdingen, D. K., & Center, B. A.
[4] Elek, S. M., Hudson, D. B., & Bouffard, C.
[5] Claxton, A., & Perry‐Jenkins, M.
[6] Baxter, J., Hewitt, B., & Haynes, M.
[7] Grote, N. K., & Clark, M. S.
[8]Pacey, S.
[9] Dew, J., & Wilcox, W.B.
[10] Curran, M., Hazen, N., Jacobvitz, D., & Sasaki, T
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 108 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 66 |
بصورت فایل ورد
همراه با منابع
1-2- جهانی شدن یا جهانی سازی: :..............................23
2-2-«جهانی شدن یک امر محتوم و یک فرآیند طبیعی است.»:........26
3-2-«جهانی شدن یک پروژه ی ائدولوژیک غربی است.»:..........27
4-2-«جهانی شدن یک روند قابل مدیریت است» :.........................29
5-2- تعاریف جهانی شدن:...........................30
6-2- جهانی شدن ؛فرصت یا تهدید:...................................31
7-2- جهانی شدن،یک پدیده چند بعدی:...........................33
8-2- ابعاد جهانی شدن :.............................................34
9-2- جهانی شدن اقتصاد: ........................................34
10-2-جهانی شدن سیاست :.......................................34
11-2- جهانی شدن فرهنگ : :.....................................35
12-2- فوکویاما و نظریه ی آخرالزمان:.....................................35
13-2- مارشال مک لوهان با نظریه ی دهکده ی جهانی:...................36
14-2- آلوین تافلر با تئوری برترین ها:..............................36
15-2- ساموئل هانتیگتون و نظریه ی برخورد تمدن ها:................37
16-2- نظریه مبادله جورج هومنز:.................................38
17-2- نظریه نظام جهانی والراشتاین:................................42
18-2- جهانی شدن و فرهنگ:.................................47
19-2- فرهنگ و جهانی شدن:.................................49
20-2- هویت جهانی و محلی:..............................52
21-2- هویت های محلی در فرایند جهانی شدن . :......................52
22-2- استراتژی امنیت فرهنگی:...................................56
23-2- آثار تحولات ارتباطات بر فرهنگ:..............................60
24-2- جهانی شدن و سیاست:.........................................61
25-2- جهانی شدن حقوق بشر:....................................64
26-2- هویت های جغرافیایی و سیاسی:...........................66
27-2- نقش دولت های ملی:....................................67
28-2- جهانی شدن و اقتصاد:...........................................68
29-2- جهانی شدن اقتصاد و تأثیر آن بر وضعیت زنان:.........................72
30-2- تاثیر جهانی شدن اقتصاد و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران:........78
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 228 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 98 |
|
بصورت فایل ورد همراه با منابع 1-2مقدمه |
|
2-2مرور تاریخی |
|
1-2-2مروری بر تاریخچة جرائم سایبری |
|
1-1-2-2نسل اول :جرائم رایانهای |
|
2-1-2-2نسل دوم:جرائم علیه داده ها |
|
3-1-2-2نسل سوم:جرائم سایبری |
|
2-2-2تاریخچه جرایم سایبری در ایران |
|
3-2-2مروری بر تاریخچه حریم خصوصی |
|
4-2-2تاریخچه امنیت اجتماعی |
|
3-2 مرور مفهومی |
|
1-3-2مروری بر مفهوم فضای سایبر |
|
2-3-2مروری بر مفهوم جرم |
|
1-2-3-2مروری بر مفهوم جرم از دیدگاه جامعه شناسی |
|
2-2-3-2مروری بر مفهوم جرم از دیدگاه حقوقدانان |
|
3-3-2مروری بر مفهوم جرم سایبری |
|
4-2-2مروری بر مفهوم حریم خصوصی |
|
4-2-2مروری بر مفهوم امنیت |
|
1-4-2-2ابعاد و سطوح امنیت |
|
2-4-2-2امنیت اجتماعی |
|
3-4-2-2مروری بر مفهوم احساس امنیت |
|
3-2مرور نظری |
|
1-3-2دیدگاه های نظری جرایم سایبری |
|
1-1-3-2 دیدگاه های نظری در باب کلیت جرایم سایبری |
|
2-1-3-2 دیدگاه های نظری درباره تقسیم بندی جرایم سایبری |
|
3-1-3-2 اقدامات بین المللی در خصوص تقسیم بندی جرایم رایانه ای یا سایبری |
|
4-1-3-2 خصوصیات جرایم سایبری |
|
5-1-3-2 پیامد های جرم سایبری به عنوان نوآوری جامعه اطلاعاتی |
|
6-1-3-2 تئوری اشاعه نوآوری |
|
7-1-3-2 پیامدهای نوآوری |
|
1-7-1-3-2 طبقه بندی پیامدهای نو آوری |
|
8-1-3-2در نظریه استفاده و رضامندی |
|
9-1-3-2شکاف دیجیتال |
|
2-3-2دیدگاه ها راجع به حریم خصوصی |
|
1-2-3-2دیدگاه قرآن راجع به حریم خصوصی |
|
2-2-3-2دیدگاه ها راجع به حریم خصوصی در نظام های حقوقی |
|
3-2-3-2 حوزه های حریم خصوصی |
|
4-2-3-2دیدگاه ها راجع به حمایت حریم خصوصی از آزادی و استقلال فردی |
|
5-2-3-2-نظریه قرارداد اجتماعی |
|
6-2-3-2-نظریه دولت مطلقه وحریم خصوصی |
|
7-2-3-2نظریه دولت مشروطه و حوزه اقتدار دولتی |
|
8-2-3-2 نظریه اخلاقی |
|
9-2-3-2 حریم خصوصی و امنیت |
|
1-9-2-3-2 رابطه حریم خصوصی و امنیت داده |
|
2-9-2-3-2 رابطه حریم خصوصی و امنیت اطلاعات |
|
3-9-2-3-2 رابطه حریم خصوصی و امنیت شبکه |
|
10-2-3-2 عوامل موثر بر حریم خصوصی |
|
3-3-2 دیدگاه ها نظری در مورد امنیت اجتماعی |
|
1-3-3-2گفتمان امنیت سلبی |
|
2-3-3-2گفتمان امنیت ایجابی |
|
3-3-3-2دولت و امنیت |
|
4-3-3-2 تئوری " فضای قابل دفاع " |
|
4-2 مروری بر تحقیقات پیشین |
|
5-2 چارچوب نظری پژوهش |
|
6-2 سوال های تحقیق |
|
7-2مدل تحلیلی |